First sorry for writing in english, I have no farsi font yet.
Finally I am in america, with all of its beauty , attraction, and also darkness.

+
نوشته شده در
88/06/15ساعت 8:33  توسط امین
|
آدمی سیری ناپذیر است,
یه روز می گفتیم فقط "اینو" داشته باشم دیگه هیچی نمی خام, به "اونم" رسیدیم حالا چشمون دنبال چیز دیگس. خدابیامرز اسکندر مقدونی هم همین طور بود. تنها چیزی که تونس سیرش کنه خاک بود.....
+
نوشته شده در
88/01/29ساعت 0:28  توسط امین
|
همه خوش دلند مطرب بزند به تار چنگی
من از آن خوشم که چنگی بزنم به تار مویی......

+
نوشته شده در
87/12/14ساعت 22:6  توسط امین
|
خداوندا
کمکم کن. به شدت نیاز دارم. کمکم کن.
+
نوشته شده در
87/12/02ساعت 21:44  توسط امین
|
روزی راز تورا کشف خواهم کرد ای زمین.
امیدوارم آن روز هنوز پیش تو باشم.

+
نوشته شده در
87/11/08ساعت 22:42  توسط امین
|
به چشمانت بیاموز هر کسی ارزش دیدن ندارد.

+
نوشته شده در
87/09/02ساعت 15:3  توسط امین
|
در زندگی هر انسانی لحظاتی وجود دارد که با ترس به آینده نگاه می کند. لحظاتی همراه با تردید و آینده ای نا معلوم.
خدا را شکر به خاطر سختی هایی که در زندگی هست و به انسان گوش زد می کند که "به من توکل کل"
توکل کلید حل همه سختی هاست. خودش گفته : " من یتوکل علی الله ، فهو حسبه "
شاید به اون چیزی که آدم می خواد نرسه و اینش یه خورده بد ولی
باید تمام تلاش خود را کرد ، بی کمو کاست ، آنگاه خود را به او سپردو خیال خود را راحت کرد.
+
نوشته شده در
87/06/02ساعت 20:28  توسط امین
|
مال دیگری همیشه بهتره...
ماشینش قشنگ تره
خونش با صفا تره
شوهرش با کلاس تره
زنش باحال تره
بچه هاشون موفق ترن
........اگر زنی رنگ شاد بپوشد رژ لب بزند ، و کلاه عجیب و غریبی سرش بگذارد ، شوهرش با اکراه او را با خودش به کوچه و خیابان می برد . ولی اگر کلاه کوچکی بر سرش بگذارد و کت و دامن خیاط دوز تن کند شوهرش با کمال میل او را بیرون می برد و تمام مدت به زنی که لباس رنگ شاد پوشیده و کلاه عجیب و غریب سرش گذاشته و رژ لب زده است خیره می شود !!!
+
نوشته شده در
87/05/31ساعت 19:52  توسط امین
|
سلام ای غروب غریبانه دل
سلام ای طلوع سحرگاه رفتن
سلام ای غم لحظه های جدایی
خداحافظ ای شعر شبهای روشن
خداحافظ ای شعر شبهای روشن
خداحافظ ای قصه عاشقانه
خداحافظ ای آبی روشن عشق
خداحافظ ای عطر شعر شبانه
خداحافظ ای همنشین همیشه
خداحافظ ای داغ بر دل نشسته
تو تنها نمی مانی ای مانده بی من
تو را می سپارم به دلهای خسته
تو را می سپارم به مینای مهتاب
تو را می سپارم به دامان دریا
اگر شب نشینم اگر شب شکسته
تو را می سپارم به رویای فردا
به شب می سپارم تو را تا نسوزد
به دل می سپارم تو را تا نمیرد
اگر چشمه واژه از غم نخشکد
اگر روزگار این صدا را نگیرد
خداحافظ ای برگ و بار دل من
خداحافظ ای سایه سار همیشه
اگر سبز رفتی اگر زرد ماندم
خداحافظ ای نوبهار همیشه.....
+
نوشته شده در
87/05/16ساعت 0:33  توسط امین
|
سلام رفقا
شماها دختر بچه هاي كوچولوي ناناز قشنگ جيگر خوشگلو با لباساي قشنگ قشنگ كوتاه باحال به اندازه من دوس دارين؟ حاضرين يه دست و يه پا به صورت ضربدري نداشتين ولي با يكي از اين بچه ها دوس بودين؟؟؟
+
نوشته شده در
87/04/30ساعت 1:24  توسط امین
|